#آنتی_عشق_پارت_192


با خنده صندلي روبروي منو عقب كشيد و همونطور كه مينشست گفت :

_ به جان خودم لهجه ت خيلي باحاله ...

اخمي كردم و گفتم :

_ دِ ...بابا جان به جون خودم منم ميتونم ( ر ) رو درست تلفظ كنم ....ببين : ررررر ......اما بس كه عادت كردم به فرانسه حرف زدن تو جمله حواسم نيست از دستم در ميره ....

پرهام در حاليكه همچنان ميخنديد گفت :

_ خيلي خوب بابا ، مگه من گفتم عمدي لهجه ميدي ؟....چه دل پري هم داره ...

_ تو كه نميدوني ، امروز از صبح كه از خواب پا شدم همه راه به راه گير ميدن به لهجه ي من ...حق دارم ديگه ...

البته منظورم از همه صرفا ميشا بود . پرهام به خنده ش خاتمه داد و گفت :

_ اوكي حق و ميدم به خودت ....همه ش مال تو ... حالا از هر چي كه بگذريم سخن دوست خوشتر است ...

و گارسون و صدا كرد ، جفتمون جوجه كباب سفارش داديم ، يعني پيشنهاد پرهام بود ، چون ميگفت جوجه كبابش حرف نداره . هنوز غذامونو نياورده بودن كه پرهام رو به من كرد و پرسيد :

_ چيكارا ميكني ؟ حالا كه برگشتي برنامه ت چيه ؟

آه عميقي كشيدم و به صندليم تكيه دادم ،


romangram.com | @romangram_com