#آنتی_عشق_پارت_180


اروم گفتم:خوب؟

مارال: تو دوست پسر داري؟

از جام بلند شدم و مانتومو دراوردم... خدايا حالا چي جوري ماست ماليش کنم؟!

از جام بلند شدم و مانتومو دراوردم... خدايا حالا چي جوري ماست ماليش کنم؟! شايدم بهتر بود به مارالم ميگفتم.... يه تک سرفه کردم وگفتم: چطور؟

مارال:اون پسره خيلي نگرانت بود... همش ازم مي پرسيد طوريت شده که نميتوني جوابشو بدي...

سعي کردم با يه ظاهر بي اهميت بپرسم: خوب تو چي جوابشو دادي؟

مارال سرشو انداخت پايين وگفت: خوب گفتم حالت جالب نيست... اونم کلي نگرانت شد ... فکر کنم گريه اش هم گرفته بود... همش ميترسيد تصادف کرده باشي... و با يه مکث طولاني گفت: اين پرايده ماشين اونه نه؟

بالاخره که چي؟ بايد ميگفتم يا نه؟

اروم گفتم:اره...

مارال با تعجب گفت: يعني واقعا دوست پسر داري؟ راست ميگي؟

-اووو... قتل عمد که نکردم... همکلاسيمه ... پسر خوبيه....

مارال خنديد و منو کشيد ورو تخت نشوند وگفت: تو رو خدا راست ميگي؟


romangram.com | @romangram_com