#آنتی_عشق_پارت_172


اخمام رفت تو هم... مرضيه ومرض... مرضيه و زهرمار.... مرضيه و کوفت... فرانسه هم رفت ادم نشد؟ترجيحا بابت اين موضوع هيچي نگفتم.

-گفتم که هيچي... ممکنه يه لحظه تشريف ببرين بيرون پسر خاله...

ابروهاشو بالا داد وگفت: چرا؟

-يه کاري دارم بخاطر همين...

چونه اشو خاروند وگفت: ميتونم بپرسم چه کاري؟

چه بشر فضوليه ها... برو گمشو بيرون بچه پررو... برو تا نزدم لهت کنم.

اروم گفتم: يه کار خصوصيه...

هامين يه هوممي کشيد وگفت: کار خصوصي تو اتاق من؟

کشتي مارو با اين اتاقت... انگار ميخوام بخورم اتاقشو...

يه لبخند نصفه و حرصي تحويلش دادم وگفتم: عرض کردم که ... کار شخصيه... شما هم لطفا تشريف ببريد بيرون....

ابروهاشو بالا داد وگفت:منو از اتاق خودم بيرون ميکني؟

چه لهجه ي داغوني... خاله يه دوره روي (ر) گفتنش کار کنه لطفا... بيغون چيه؟!


romangram.com | @romangram_com