#آنیوتا_پارت_25
- چرا دروغ می گویید ؟ دارید درد می کشید ، کشیک را صدا کنم؟
- نه ، نه ، سروان . چرا ؟ دردم تسکین پیدا کرده .
مچنتی بانگ زد :
- نگهبان !
صدای پایی که بر زمین کشیده می شد به گوش رسید .
صدای زنانه ای که نشان می داد از صاحبش سن و سالی گذشته گفت :
- چه می خواهی عزیزم ، چرا داد می زنی ؟
مچنتی گفت :
- من چیزیم نیست . به این دختر خانم برسید ...
دختر گفت :
- چیزیم نشده ، حتما توی خواب چرخیدم و دستم ناراحت شده . عمه جان ، شما مرا ببخشید ، بروید استراحتتان را بکنید .
romangram.com | @romangram_com