#آن_نیمه_دیگر_پارت_360


ولي رحيم گفته بود ماشين چند هزارتا رفته بود و روي فرمونش يه عالمه اثر انگشت بود... قشنگ يادمه!

دانيال لبخند زد و گفت:

حرفي که بهت زدم و يادت رفت؟ من براي رحيم اين بهونه رو اوردم که فکر نکنه مي خوايم تو رو تابلو کنيم... مي خواستيم ماجراي تو رو مثل يه راز نگه داريم... گفتم... که تو نفهمي... ولي اين نقشه مون هم خراب شد. رحيم يه گلوله توي داشبورد خالي کرد و شما مجبور شديد ماشين رو وسط خيابون ول کنيد... ماشين که بررسي بشه جاي گلوله هم پيدا مي شه. اثر انگشتت رو پيدا مي کنند و پيش خودشون اين احتمال رو مي دن که به زور مجبورت کرده بودند اين کارو بکني.

نفس راحتي کشيدم... بعد چند ماه به معني واقعي کلمه احساس آسودگي کردم... پس امکانش بود بي گ*ن*ا*هيم ثابت شه....

دانيال گفت:

اگه نقشه مون کامل اجرا مي شد بابات به خاطر تو حاضر نمي شد هيچي از اطلاعاتي که به دستش رسيده بود بگه... و بدتر از همه اين که قبل از آخرين نقشه فرار کردي...

گفتم:

آخرين نقشه چي بود؟

دانيال گفت:

دستمو باز کن...

نچ نچي کردم... پام رو با حالتي عصبي تکون دادم... اگه بازش نمي کردم... اگه بارمان منو راهي تهران مي کرد با دانيال چي کار مي کرد؟ دانيالي که رادمان رو معتاد کرده بود... عذابش داده بود... يه حسي بهم مي گفت بارمان اين مرد رو زنده نمي ذاشت... اصلا براي همين اينجا کشونده بودش... که هيچ ردي از فرارش نذاره... هيچ دليلي نداشت که دانيال رو با خودش ببره... مي خواست از دانيال حرف بکشه و بعد... بکشتش...

به سمت دانيال رفتم. ضربان قلبم هر لحظه بالاتر مي رفت. دست هاي دانيال رو باز کردم و گفتم:

اين کارو به خاطر تو نکردم... به خاطر اين که دست هاي بارمان به خونت آلوده نشه دارم آزادت مي کنم... نمي خوام به خاطر آدمي مثل تو گ*ن*ا*ه به اون بزرگي بکنه...

دانيال پوزخندي زد. طناب رو کامل باز کردم. رد طناب روي دستاش مونده بود. يه کم جاي رد طناب روي مچش رو ماليد و گفت:

آخرين کاري که مي خواستند باهات بکنند اين بود که به هواي تو بابات رو بکشونند توي تشکيلات... ازش حرف بکشند و بعد جفتتون رو خلاص کنند.

قلبم توي سينه فرو ريخت. زبونم بند اومد... دانيال گفت:

منتها بعد از رسيدن محموله هايي که مد نظرشون بود... شانس اوردي دختر...

لبخندي زد و گفت:

مواظب باش دستشون بهت نرسه...

از جاش بلند شد و به سمت در رفت. گفتم:

مي ري با بارمان حرف بزني؟


romangram.com | @romangram_com