#آلاگل_پارت_377
حالا کجا ميخواستم برم؟همينجوري داشتم ميرفتم که يه نفر اسممو صدا زد
_آلاگل؟
برگشتم سمت صدا ..وحيد بود!
ايستادم وحيدهم روبه روم ايستاد..
_بله؟؟
وحيد_کجا رفتي يه دفعه؟؟
_هيچي همينجاها بودم...
بالبخند به پيست رقص نگاهي کرد و گفت
_با يه دور رقص موافقي؟!؟
مردد بودم ...دلمو زدم به دريا و درخواستشو قبول کردم.
کنارهم به سمت پيست رقص رفتيم.شروع کرديم به رقصيدن..تانگو نه..اما فاصلمون کــم بود!
چشم چرخوندم و دنبال مهراد گشتم.پيداش نکردم...منتظر بود من برم تا غيبش بزنه!!
romangram.com | @romangram_com