#آلاگل_پارت_330

حتي با اينکه چندباري با مهراد بحث و کلکل داشتم اما بازهم طرز دعواکردن مهراد با عرفان فرق داشت...

حتي به جرات ميگم اون غدتر و زورگو تر از مهراد بود....

اصلا شخصيت مهراد کجا و اون کجا؟؟!؟!

نفسمو عميق فرستادم بيرون و سعي کردم اين تفاوت ها و مقايسه ها،اين درگيري هاي ذهني رو بذارم کنار....!!

بالاخره به هزار زحمت خوابم برد...!

صبح يکم ديرتر از خواب بيدار شدم...امروز بعداز ظهر سه ساعت کلاس داشتم.

بعدازخوردن صبحانه برگشتم تو اتاقم ...نه مهراد خونه بود و نه سپيدار...

کاراي دانشگاهو انجام دادم و يکم درس خوندم...ديگه خسته شده بودم.

لپ تابمو برداشتم و رفتم پايين....

تو حياط نشستم و رفتم تو نت...چندتا پيام از باراد داشتم.يکيشون نوشته بود

_بارانا خانوم نيستي؟!!؟

واسه يکساعت پيش بود...نوشتم

_سلام.يکم کارداشتم...

romangram.com | @romangram_com