#آلاگل_پارت_290


نفس عميقي کشيد و مهربون تر از قبل ادامه داد

_ببين آلاگل...تو مثل خواهرمي!ميفهمي اينو؟؟؟يعني خيلي برام عزيزي حق بده از رفتارات ناراحت بشم...قبول کن کارت اشتباه بود پس بيا و انقدر کشش نده و تموش کن!!...نکنه مهراد طلاقت نميده؟؟هــا؟؟اذيتت ميکنه؟؟؟

_منو اون اصلا کاري بهم ديگه نداريم...!

_پس چي بينتونه آلاگل که ازش جدا نميشي؟

دلخور گفتم

_فرزاد؟؟؟يعني چي؟تو که ميدوني.....

خنده کوتاهي کرد و گفت

_باشــــه!ببخشيد...حالا چيه مگه؟عشق و عاشقي جرم نيست که!

_بيخيال من برم ديگه کاري نداري؟

_خواهري...مواظب خودت باش انقدرم اعصاب خودتو خورد نکن....اگه واقعا دوستش داري بگو بهم و زندگيتو از دست نده...اما اگه غير از اينه خواهشا زودتر تمومش کن.خودم کمکت ميکنم...خداحافظ.

_باشه...ممنون.سلام برسون.خداحافظ.

واقعا واسه چي داشتم انقدر اين زندگي الکي رو ادامه ميدادم..؟


romangram.com | @romangram_com