#آلاگل_پارت_283

_ميشه..جريان طلاق رو جلوتر بندازي؟؟؟

سکوت کرده بود..بعد چند دقيقه گفت

_بهت گفتم که...صبرکن يه مدت!من که نميتونم يه دفعه اي جريان رو پيش ببرم ...جواب خانواده هارو چي بديم؟درضمن تو خودت تازه رفتي دانشگاه هنوز با هيچي و هيچ جا آشنا نيستي...!!

_يه مدت يعني چقدر؟؟لازم نيست نگران باشي...من از پس خودم برميام.

بدون اينکه جواب حرف دومم رو بده گفت

_نميدونم چه مدت!

با طعنه گفتم

_واسه تو که بد نميشه...اتفاقا تو بايد بيشتر من پافشاري کني واسه جدايي!تا بدون مزاحم عشقتو بياري تو خونه ات!!....ما که ديگه احتياجي بهم نداريم.من دانشگاه ثبت نام کردم توام که سرمايتو گرفتي...

نفس عميقي کشيد و از جاش بلند شدم..اخم رو پيشونيش جاخوش کرده بود.

_دو هفته نهايتا صبر کن...!

رفت به سمت بالا..صبرکردم بره بعد من برم تو اتاقم...

به زور چشمامو از هم بازکردم..يکي مدام به در اتاقم ضربه ميزد...

داد زدم

romangram.com | @romangram_com