#آلاگل_پارت_271

خيلي خوب درس رو متوجه شدم بخاطر توضيحات خوبش!

با خسته نباشيد استاد از جام بلند شدم و با دو به سمت حياط رفتم...سپيدار هنوز همونجا نشسته بود...

چند قدميش بودم که سرشو بالا آورد و نگاهم کرد..کنارش نشستم که گفت

_خسته نباشي عزيزم..!کلاس چطور بود؟؟

_مرسي گلم.خوب بود!خسته شدي نه؟؟

نگاهي به آسمون کرد و گفت

_نه....داشتم فکر ميکردم!

_به چي؟؟؟اگه دوستداري بهم بگو...

يکم مکث کرد و به روبه روش خيره شد و گفت

_به چندسال پيش...!وقتي که دبيرستان بودم ...سابين هم تو مدرسه ما بود!جز پسرهاي خوشتيپ و پولدار بود!اون موقع ها خيلي احساسي بودم....زود دل مي بستم!!وقتي اينجا ديدمش فقط يک ثانيه تصوير الانش رو ديدم و بقيه اش تصويري از گذشته بود!!

با سرانگشتم اشک هاشو پاک کردم ...نگاهي بهم کرد و گفت

_تا حالا عاشق شدي آلاگل؟؟؟

جوابي ندادم که ادامه داد

romangram.com | @romangram_com