#آلاگل_پارت_246
سوار ماشين شديم و به رضا گفتم مارو ببره يه رستوران عالي و شيک.
با ديدن رستوران گفتم
_آقا رضا ماشينو پارک کن شماهم بيا با ما شام بخور...
_شرمنده خانوم جان ...راستش فرانک هميشه منتظر ميمونه تا بهم شام بخوريم.
_اي جاان...خيلي خوبه که پس شما بريم خونه.فرانک گناه داره منو سپيدار بعد از اينجا خودمون ميريم رود سن...
_آخه خانوم...
_آقا رضا بريد ديگه من نميذارم مهراد بفهمه يا دعواتون کنه.اختيار من دست خودمه.
_هرچي شما بگيد....
دست سپيدار رو گرفتم و باهم وارد شديم...
گارسون راهنماييون کرد...يه جاي دنج و تقريبا گوشه رو انتخاب کردم.
_اونجا چطوره؟؟
سپيدار_عاااليه آلا جون.
romangram.com | @romangram_com