#آلاگل_پارت_209


مهراد_الان ميريم...شنل بپوشه بعد!

از لحن عصبي مهراد ، فرشته ديگه حرفي نزد...

شنل خوشگل همرنگ لباسم رو پوشيدم و با مهراد از آرايشگاه خارج شديم..

خدارو شکر خبري از فيلمبردار و عکاس نبود ...

در رو واسم باز کرد و من سريع نشستم ...هيچوقت انقدر خجالت نکشيده بودم ...!!

ضبط رو روشن کرد و اهنگ ملايمي پخش شد..

_مادرم سفارش کرده بريم آتليه.

دستامو توهم گره کردم و گفتم

_ولي نيازي نيست...

مهراد_منم ميدونم نيازي نيست.اصلا خودم راضي نيستم به اين کار...خواستم بگم اگه ازت پرسيد بگو رفتيم اتليه چندتاعکس گرفتيم و زود اومديم...خودم با عکاس هماهنگ کردم گفتم نمياييم...

سکوت کردم که بعد مدتي ادامه داد...

_مجبوريم واقعي عقد کنيم..پدرمن خيلي زود ميفهمه..ادم زرنگيه....نميخوام فکر کنه دارم از اين موقعيت سواستفاده ميکنم!! سه روز بعد از عقدمون ميريم فرانسه...کاراتو خودم درست ميکنم ..اونجا بعد از يه مدت خيلي کوتاه که صبرکني، جدا ميشيم...تمام مهريه ات رو بهت ميدم و هرچي خواستي بهت ميدم تا مستقل و راحت باشي...از اونجا به بعدش راه هرکي کلااا جدا ميشه...


romangram.com | @romangram_com