#آلاگل_پارت_204
_ آلاگل؟؟.....چت شد؟؟؟......آلا..
بطري آبي که بطرفم گرفته بود رو پس زدم و سرمو به پشتي صندلي تکيه دادم...بهترشده بودم ولي دلم آروم نگرفته بود و محکم به قفسه سينه ام ميکوبيد..
توهمون حالت نگاهش کردم و با صداي تحليل رفته گفتم
_متاسفم ..واست....
برگشت بطرفم و نگاهي بهم کرد..توقع شنيدن حرفي از جانبش رو داشتم که يه صداي وحشتناک گوشمو خراش داد...
از ترس جيغ خفيفي کشيدم و به مهراد نگاه کردم..رد نگاهش رو گرفتم و به صحنه روبه روم خيره شدم...
صداي بسته شدن در هم تکون محکمي بهم داد...
مهراد رفت سمت ماشين جلويي که بهش خورده بوديم ...پسره داشت با مهراد بحث ميکرد.سريع از ماشين پياده شدم و کنار ماشين بهشون نگاه کردم..
يارو خيلي عصبي بود و ول کن مهراد نبود...
_مرتيکه ماشينمو داغون کردي ميخواي سريع بذاري بري؟؟؟
مهراد پشتش به من بود و فقط اون پسره من رو مي ديد...
عصبي گفت
_بهت ميگم خانومم تو ماشينه حالش بده خسارتت رو ميدم .....
romangram.com | @romangram_com