#آلاگل_پارت_202
_چته آلا؟؟ چرا انقدر بدخلقي؟؟ اين چه طرز سلام کردن بود؟؟
جوابي ندادم و واسه خودم چاي ريختم...
_باتوام؟؟ يعني چي اينکارا؟مگه مهراد رو نميخواي؟ اون بيچاره که دوستتداره...حتي دوستش هم نداري احترامشو نگهدار..قراره يه عمر کنار هم زندگي کنيد مادر زشته...گناه داره دوستتداره و اذيتش کني...
تمام حرفاش يه پوزخند آشکار آورده بود رو لبهام...
سريع چاييم رو خوردم و از مامان خداحافظي کردم و زودتر اومدم بيرون...
سوار ماشين شديم و مهراد با سرعت سرسام آور ميروند..فکر کرده من ميترسم بچه پرووو..
_ميشه يکم جلو بقيه خوش اخلاق تر باشي؟؟
عصبي نگاهش کردم و گفتم
_نه!! فکر کردي همه مثل خودتن؟؟ که راحت تظاهر به دوست داشن کسي بکنن؟؟ که هرجا رفتي از خودشيريني بگي من آلاگل رو دوستدارم؟؟
خونسرد گفت
_من نه دوستتدارم نه خودشيرينم ...
_هه..ولي به هرکي رسيدم گفت مهراد گفته آلاگل رو دوستدارم چرا؟؟هاااان؟ ؟ اين خودشيريني نيست؟؟ جلو بقيه رفتارات غير از الانه ..اي کاش رفتار الانتم مي ديدن...
خونسرد گفت
romangram.com | @romangram_com