#آلاگل_پارت_199


کلافه گفت

_آلاگل..بسّه نقش بازي نکن..بگو چرا قبول کردي با مهراد ازدواج کني؟؟

لبمو جويدم و گفتم

_دوسش دارم ..

_هه جوک تعريف نکن خواهشا ....تو بعد از اون ماجرا انقدر بهم ريخته بودي که نميشد باهات حرف زد حالا چطور ميشه من نفهمم خنده هات الکيه؟؟ چطور نفهمم وقتي ميگي دوسش دارم بزرگترين دروغتو ميگي...؟

سرمو پايين انداختم و گفتم

_ميخوام برم شيما..ميخوام برم از اينجا!

ناباور بهم نگاه کرد و گفت

_کجا؟؟ کجا بري آلا...؟؟

_فرانسه...

_واااي آلاگل...آدمو گيج ميکني...فرانسه رفتنت چه ربطي به ازدواجت داره؟؟؟

_هه..از عمو همايونت بپرررس...رفتن به شرط ازدواج ...يا موندن!!


romangram.com | @romangram_com