#آلاگل_پارت_193
امروز سه روز از شب خواستگاري گذشته...
هر روز مسخره تر از ديروز...انگار داريم فيلم بازي ميکنيم...هي ..
خواستم گوشيمو بذارم کنار که ديدم اوووه کلي اس ام اس دارم...
همشون هم از فرزاد بود ...يکي کي خوندم
_سلام خوبي؟چرا گوشيتو جواب نميدي؟؟
_آلاگل..من همين امشب شنيدم مهراد اومده خواستگاريت!!واقعا جواب بله رو دادي؟؟دوسش داشتي و نميگفتي؟
_آلا...من خر نيستم ..ميدونم دليل جواب بله ات از روي علاقه به مهراد نبوده...چرا اينکارو کردي؟؟دليلت انقدر قوي بود که با آينده ات بازي کني؟؟؟
_مهراد اعتراف کرد که دوستتداره...تو چي؟واقعا دوسش داري و از انتخابت مطمئني....؟؟
نفسمو با حرص بيرون فرستادم.پسره ي چاپلوس به فرزاد گفته من آلاگل رو دوستدارم.هه خيلي خنده داره...!!
توچشماي من زل ميزنه و ميگه دوستت ندارم اونوقت به فرزاد اينطوري گفته...
بدون اينکه جوابي به پيام هاش بدم گوشيمو خاموش کردم.حوصله نصيحت شنيدن نداشتم...
سريع يه تيپ معمولي زدم و راهي پايين شدم
romangram.com | @romangram_com