#آلاگل_پارت_191


پدرمهراد_خووب همايون جان!اين آقا مهراد ما همونطور که بهت گفتم تا دو هفته ي ديگه واسه کارش بايد بره فرانسه...

عه...چه جالب.پس اينم ميره فرانسه.

ادامه داد_اگه شما و مريم خانوم موافقيد يه عقد مختصر بگيريم واسشون تا برن فرانسه هم يه ماه عسل هم مهراد زودتر کاراشو بکنه و بياد و وقتي کار مهراد تموم شد يه جشن مفصل واسشون ميگيرم..البته بازم شما هرچي بگيد...نظر شما محترم

بابا کمي مکث کرد و گفت

_اختيار دارين شما...ولي منم موافقم.تو کار خير حاجت هيچ استخاره اي نيست ...هرچه زودتر بهتر...اقامهراد هم به کارش ميرسه.

اوووفــــ...منم که اين وسط بــــوقم ...

بقيه حرفاشون حول مهريه و ...اين حرفا گذشت .اصلا واسم مهم نبود چقدر و چي و کي مهرميکنن..فقط دلم ميخواست زودتر اين مراسم مسخره تموم بشه..

با صداي بلند گوشيم از خواب ورجستم و تو جام نشستم....

ديشب که اهنگ گوش ميدادم کنار بالشم مونده بوده ....

دستي به چشمام کشيدم و تماس رو برقرار کردم.

صداي عصباني شيما تو گوشم پيچيد.

_بيشعـــووووووور عوضــــيييييي داري عروس ميشي به دوستت هيچي نگفتي؟؟؟؟؟


romangram.com | @romangram_com