#آلاگل_پارت_181
مامان_خوب چخبرا دخترم..؟
يکم چاي ام رو نوشيدم و گفتم
_راستش...راستش ميخواستم باهاتون صحبت کنم
بابا فنجونش رو گذاشت رو ميز جدي پرسيد
_در مورد چي..؟
فنجون رو گذاشتم و دستامو تو هم قفل کردم
_در مورد. ....درمورد درس و دانشگاهم..
مامان_خب عزيزدلم چيشده مگه؟شکر خدا چندروز پيش جوابا اومد ..توهم که قبول شدي .
_آره خب...ولي من نميخوام اينجا درسمو ادامه بدم....ميخوام ..ميخوام برم فرانسه ...
عکس العملشون غير از انتظارم بود...مامان خيلي خونسرد و بابا با همون نگاه جديش نگاهم کردن ...
بابا_يعني چي؟تنهايي ميخواي بري اونجا واسه درس؟
_خب..خب آره ديگه.شما که نمياييد..مياييد؟
romangram.com | @romangram_com