#آلا_پارت_204

در اتاق باز شد و شهین خانم گفت: بیایید دیگه.آلا خانوم . سلاله جونم اومده با همسرش.
سردار زیر لب گفت: مژدگانی که میدی مادر من؟
- الان می آییم شهین خانم.
شهین خانوم با زیر لب غر زنان گفت : شهین خانم شهین خانوم میکنه اَه.
«رفت بیرون سردار عاصی شده گفت»:
- خوب نگو شهین خانوم، مخ من رفته.
با خنده سردار رو نگاه کردم و گفتم: خوب تو هم میگی پروین خانم.
سردار - مادر تو حساس نیست.
در اتاق باز، باز شد این بار سلاله اومد تو. من و سردار یکّه خورده نگاش کردیم. نزدیک به ۲۰ کیلو بی اغراق لاغر شده بود.
یکه خورده گفتم: خاک بر سر من.
سلاله - سلام . لبخندی پررنگ زد و با ذوق گفت: نیوان؟ نیوان خاله ...
-سلاله خوبی؟ چرا ریختت اینطوری شده؟
سلاله - آره رژیم گرفتم.
- تو غلط کردی رژیمِ درد گرفتی؟
«سلاله به سردار معذب نگاه کرد و سردار هم شاکی سلاله رو نگاه می کرد.»
سلاله - جای خوش آمدته؟
- میگم این چه ریختته؟ چه بلایی سرت اومده؟ این مدتی که ما ازت بی خبر بودیم چی به روزت اومده؟
سلاله - مریض بودم یه مدت.
- تو غلط کردی مریض چی بودی؟
سلاله - ای بابا«باز به سردار نگاه کرد و چمباتمه زد زیر پام و دست نیوان رو ب*و*سید و نیوان رو عقب کشیدم و گفتم»:
- با توام ... تو اگه مریض بودی شیرین می گفت.
سلاله- مگه من همه چیمو به شیرین میگم؟
- شیرین رو که لال کردی حرف نمیزنه ولی اگه مریض بودی میگفت.
سلاله - سپرده بودم که نگه...
سردار با حرص گفت: دروغ بگو دروغ بگو گوش ما هم درازه

@romangram_com