#آلا_پارت_174

آروم گفتم : امشب از دلت در میارم .
سردار برگشت شاکی تر از هر لحظه نگام کرد و با صدای خفه گفت :
-آبرومونو ببر الان خب ؟
- یه امر طبیعی بین زن و شوهره دیگه ...
سردار -آلا !
مامان - سردار جان بده من سینیو ده بار اومدی دم آشپز خونه برگشتی ، برو تو آشپز خونه قشنگ با هم.حرف بزنید ؛ چای یخ کرد .
سردار - مگه آلا میذاره پروین خانم !
اومدم پشت سرِ سردار داخل هال دیدم بابا و حاجی و عمو دارن باهم صحبت می کنند ، مجتبی هم سر به زیر کنار عمو نشسته ، مامان چایی رو تعارف کرد و کنار بابا نشست .
با تعجب نشستم و تا نشستم ، شهین خانوم گفت :
- خب اسم پسرمو چی میخوای بذاری؟ ما هر چی از سردار پرسیدیم گفت :« آلا باید بذاره»خب راستم میگه ها همه ی سختیش با توئه ، من هم خودم اسم بچه هامو انتخاب کردم ، حاجی هم عقیده سردار رو داشت میگفت ...
«حالا امان میده من جواب بدم ؟ یا همینطور non stop حرف میزنه ؟»
اسمشو میذارم "نیوان"«همه یهو ساکت شدن و سردار که وسط جمع شیرینی پخش می کرد ایستاد
ایستاد و یکه خورده گفت»: چی ؟!
شهلا پوزخند صدا دار زد و گفت :حداقل مشورت می کردی
- سردار به من سپرد ومطمئنم هر چی بذارم قبول می کنه
شهلا- مخصوصاً الان که توجمع گفتی، مجبوره قبول کنه.« جای اینکه به شهلانگاه کنم به سردار نگاه کردم که داشت همون طور یکه خورده نگاه میکرد »،
شـأن خودمو در حد شهلا نباید بیارم پایین، من یه مقاله نویسم یعنی به فکر مردم جهت میدم ،یه طراحم به افکار جامعه جهت میدم ،شهلا کیه ؟ یه دختر پولدار که تو خونه می شینه و دستور می ده همین ...همین...
سردار -نیوان یعنی چی ؟
-یعنی مرد دلیر ،شجاع از نظر روانشناسی اسم اشخاص هویت اونارو می سازه، نمیخوام از چیزی بترسه«سردار دقیقاً منظورمو گرفت نمیخوام شبیه سردار باشه! می خوام دقیقاً عکس اون عمل کنه ،دل و جرات و جسارت داشته باشه مثل من»
شهلا -فقط یک وقت لیوان صداش نکنند.
قبل همه ما حتی من شاکی تر از حتی سردار و بعد من ،حاجی گفت:
شهلا عذرخواهی کن .
شهلا -آدم باید اسمی بذاره که مورد تمسخر واقع نشه باباحاجی ،من که عمه اشم بگم بهتره.
- مسلماً آدمی که مسخره میکنه حدش همینه، دیگرانو به سخره بگیره که عیب خودش پوشیده باشه.
شهلا- پس فردا تو مدرسه بهش گفتن لیوان بهتون میگم .

@romangram_com