#آلا_پارت_168

صدای زنگ گوشیش اومد، سردار دوباره نوچی گفت و بدون این که رهام کنه ،خم شد موبایلشو از پاتختی برداشت صدای زنگ قطع شد، سردار با تعجب گفت: --پیش شماره اش برای ایران نیست!« به گوشیش نگاه کردم و گفتم»:
- اونه حتماً .
سردار سریع شماره رو گرفت و روی بلندگو گذاشت اما خاموش بود به من نگاه کرد و گفتم:
- تو نت بزن ببین پیش شماره چه کشوریه .
زدو با تعجب گفت: قبرس ؟آلا قبرس!
پوزخندی زدم و سردار گفت :یه ماه قبل که زنگ زده بود تا برداشتم قطع کرد پیش شماره هلند بود .
دراز کشید و سردار گفت: یعنی چی آلا! داره هی سفر می کنه؟ شاید بچه ایم در کار نیست هان؟!
برگشتم به سردار نگاه کردم ...
صدای آلارم، یه پیام اومد پرسش گرا نگاه کردم و گفت:
صدای زنگ ایمیل بود!
ببین از کیه ؟
ایمیلو بازکرد و شوکه به گوشی نگاه کرد، از جا بلند شدم و به گوشیش نگاه کردم، عکس سه بعدی سونوگرافی بود.
ایمیلو چک کردم ،ایمیل شخصی نبود برای یک برند یا یک کمپانی بود ،توی یاهو زدم عکس شرکت پخش ورق آچارو... اومد پوزخندی زدمو گفتم :
-حیف بود تو خونه بمونه باید پدر خوانده می شد ؛داره بازیت میده.
سردار- این شرکت توی چکسلواکیه.
- تو مطمئن باش اونجا هم نیست فقط داره از روابط اطرافش استفاده می کنه.
سردار -چی میگی؟!!! چطوری؟! چطوری میتونه ...
پوزخندی زدم و دراز کشیدم و گفت: من هیچ وقت بهش بدی نکردم آلا...اون میدونه که اگر من به عهدم وفا نکردم چون شرایط جبری باعث شده .
-بسه.
سردار- من باید همون موقع که بحث ازدواج با تو پیش اومد براش خونه و ماشین و حساب بانکی گرفتم ،قطع رابطه می کرد«با حرص برگشتم به سردار نگاه کردم و گفتم»:
- حساب بانکی ؟!خاک تو سرت سردار ؛گاوِ خوبی سوار بوده ؛حساب بانکی!
سردار یکّه خورده نگام کرد و بعد انگار نگاهش روشن شد با حرص گفتم :
-یکی دوتا هم تخم نکرده که، هر شاخه یه خرابکاری کرده گذاشته؛ کلاه بده کالا بده دوقور تو نیم بالا بده .
سردار با یه لبخند کمرنگ گفت: جون .
با حرص بالش پرت کردم و گفتم :کوفت.

@romangram_com