#آلا_پارت_158
سردار - بله بله من میام.
حاجی - خب ما میخواستیم صدای قلب نوه امون رو بشنویم.
دستیار - نمیشه آقا نمیشه.
حاجی شبیه سردار "نوچ" کرد و رو به شهین خانم که روبروش نشسته بود گفت :
- خب پس ما برای چی اومدیم؟ تو گفتی میشه.
شهین خانم - میشد تو فیلما دیده بودم.
سقلمه زدم به سردار و گفتم : مامانت خودش یه پا فیلمه ها.
سردار - بدو بریم شرش کم بشه . جنسیت بچه رو چیکار کنیم.
-کاری نداره که بابا ، بچه نچرخید بفهمیم.همیشه خطای جنسیت پیش میاد.
وارد اتاق پزشک شدیم ، دکتر تا مارو دید گفت :
- آقای طباطبایی ، من واقعا الان دارم با ابروم بازی میکنم...
سردار - دکتر جان .من که جریان رو چند بار توضیح دادم .این عکسو نشونشون بدیم ول کنند.
دکتر به من گفت : خانم بیا بخواب ، حداقل سونوگرافی کنیم پس فردا شرش کمتر بشه.
- دکتر ما که شیاد نیستیم ، قضیه مشکل کمر منه شما که مدارک پزشکی منو دیدین.
دکتر - اگر مدارکتون نبود که من قبول نمیکردم.
سردار همینطور بالا سر من ایستاده بود و دکتر گفت :
-حالا بچه ی خودتون چند وقتش هست؟همون شونزده هفته ای که گفتید؟
سردار به من نگاه کرد«ما گفته بودیم رحم اجاره کردیم»من گفتم : بله منتهی این مشکلی که ما با حامل برامون پیش اومده اگر به خیر بگذره.
دکتر- قضیه این جاست که شما قانونی عمل نکردید، معلومه طرف اعتباری بهش نیست ولی وقتی قانونی عمل کنید از طرف مطمئن خواهید بود ...عه!... این چیه...!؟
سردار - یا علی ، چیه؟
دستگاهو هی روی زیر شکمم و روی شکمم کشید و با وحشت گفتم: نکنه قوز بالا قوز شد تومور موموری چیزی میبینید؟
دکتر-نه دخترجون تومور چیه؟
سردار - پس چیه؟
دکتر -صبر کنید ببینم...
دستمو دراز کردم سردار دستمو گرفت، بدتر از من دستش یخ کرده بوددکتر با تعجب گفت: دختر تو که خودت حامله ای!
@romangram_com