#آلا_پارت_155

- سلاله ؟!!! سلاله چرا؟
- مامان چند ماه پیش سردار گفت حواست به خواهرت باشه مقابل مجتبی ، من زنگ زدم به سلاله ، چنان موضع گرفت که انگار تموم آتلیه شو من باطل کردم.
صد تا فحش بدتر هم نثار مجتبی مادر مرده کرد.
مامان - یا خدا! خب؟
- امشب رفتیم با سردار لباس حاملگی بخرم...
مامان با ذوق گفت : الهی مادر قربون تو بشه شلوار اذیتت...
شاکی گفتم : مامان شکم منو ول کن . سلاله رو دست تو دست مجتبی دیدم.
مامان یه شیون " یییییییه" کشید سردار در اتاقو باز کرد شاکی گفت :
- واحد خبری خونه ی سردار ، آلا همتی.
-مامان گوشی...
به سردار گفتم : تو هیچی نگو.
سردار - گوشیو بده من .
- ای بابا !
سردار گوشیو گرفت و گفت : سلام پروین خانم ...خوبم مرسی .... نه پروین خانم گوش بدید ، آلا اصلا بد موضع گرفته ،حرفاشو تو ماشین بهشون گفت ، مجتبی هم قاطعانه گفت من تصمیمم جدیه.
-مجتبی قاطع نگفت ، جوّگیر گفت ....
سردار - چرا پروین خانم ... خب حتما مجتبی و سلاله تا الان به نتیجه ای موافق رسیدن ...محکم زدم پشت سردار و سردار از درد پشتشو صاف کرد و نفسش تو سینه موند با تهدید و با صدای خفه گفتم :
- تو چرا ازاونا دفاع میکنی؟ که پشت خودت گرم بشه ؟ که مجتبی بیاد تو گردانت به واسطه ی خواهر من .
سردار با چشم گرد نگام کرد و گفتم : سلاله خودش یه تنه تو رده ی دشمنه .بدبخت ندیدی امشب منو تو یه چشم به هم زدن فروخت . رو چی حساب میکنی؟ این مجتبی جو زده رو بدبخت نکن.
سردار نوچ کرد و گفت : پروین خانم من میگم بذارید مجتبی اگر اقدامی تا آخر هفته نکرد ، عمویا پدرم تماسی با اقا ارسطو نداشتن شما به سلاله بگید که ...
- گوشی رو بده به من . سردار مگه فیلم هندیه ؟ یه هفته ای زنگ بزنن بیان خواستگاری؟ عموت بلند بشه بره طرفِ سلاله تحقیق کنه سکته میکنه. سلاله نود درصد دوستاش پسرن حالا نه که دوست پسر باشن نه! ولی کلا با مردا بهتر همکاری میکنه.
با اونا بهتر کنار میاد.خونواده ی تو سنتی هستن و سلاله افکارش مال یه نسل بعد ماست. تو خودت همیشه از پوشش سلاله شاکی هستی.
سردار - مگه مجتبی قراره عقیده ی منو داشته باشه؟
- تو چرا اصرار داری سلاله و مجتبی اوکی بشن!؟
سردار - من اصرار ندارم میگم،انکارشون هم نکنیم.... بله پروین خانم .اصلا ریش و قیچی دست شما و بقیه ی بزرگترا ...
نه حواسم هست ... برای چی؟ ... میرم سونوگرافی ... حالا آلا بهتون میگه .... باشه چشم خداحافظ.

@romangram_com