#آلا_پارت_154

سردار - اصلا شایدمجتبی این مدلی دوست داره.
- به قول تو "نوچ"
سردار خندید و گفتم : بابا این سلاله فازش فرق داره خواهر منه ، فاز پسر عموی تو هم فرق داره.
سردار - خیله خب . اینو خودشون باید بفهمند.تو که حرف بزنی میگن ما میخواستیم همو آلا نذاشت... حالا اینو ول کن سونوگرافی رو بگو چیکار کنیم؟
- چه میدونم ... بریم یه جا صحبت کنیم ببینیم قبول میکنند ، جواب سونوگرافی یه زن چهار ماهه رو به ما بده ما نگه داریم. چه میدونم پولی بدیم کاری بکنیم.
سردار - این که جرمه.
- معلومه که غیر قانونیه .ولی چیکار کنیم ؟ میخوای به پانته آ بگو جوابا رو بفرسته.
سردار شاکی کفت: مگه من میدونم پانته آ کجاست و آدرسو شمارشو دارم؟ حالا بچه دختره یا پسر؟؟
- نگفته؟ خبری چیزی؟
سردار - ای بابا ! تو هم انگار باورت نمی شه یارو رفته ، رفته ... من میگم پشیمون بشه نده بچه رو اونوقت چی؟!
- هیچی . بچه خفه شد مرد.
سردار - تو هم که همه چی برات آسونه.
- مگه قراره پدرو مادرت به ما سنجاق بشن؟اقا دیشب دردش گرفت بردم بیمارستان . حالش بد شد. دیر شد بچه بند ناف دور گردنش پیچید .
بچه خفه شد .چه میدونم ناقص بود . مرده بدنیا اومد... دو شب هم من بیمارستان میخوابم و تمام....
سردار سری به طرفین تکون داد.
تا خود خونه نه سردار با من حرف زد نه من با اون ، من در پی نقشه برای خواهرم؛ سردار در پی نقشه برای سونوگرافی .پام رسید خونه رفتم تلفنو برداشتم و رفتم تو اتاق سردار چنان "نوچ" کرد که تو اتاق صداشو شنیدم .بعد بلند گفت :
- آلا بس کن.
- تو دخالت نکن .پس فردا من جوابگوی چشم غره های بابات نیستم.
شماره ی مامانمو گرفتم و بعد چند تا بوق مامانن با نگرانی گفت :
- الو ؟مادر سلام چی شده؟
- اِوا! چی میخواد بشه ؟ سلام . هیچی مامان جان .چرا نگران سرخودی؟؟
مامان - شماره اتو دیدم تو گوشیم دلم هری ریخت .اخه تو زنگ میزدی به خونه.
- الان شخصا با خودت کار دارم.
مامان- چی شده ؟سردار چیکار کرده؟
- واا !!! سردار بدبخت چیکار به من داره؟ خودم قیچی دارم دم در بیاره می چینم.اون که داره چوب تو لونه ی زنبور میکنه سلاله است.

@romangram_com