#آخته_پارت_292


- ...

- آره، تو که حتما راست میگی! از اولم پی هنرش بودی وگرنه کیه مشکوک نشه محبت امثال تو دروغه!

- ...

- من این چیزا حالیم نیست! چه راست چه دروغ، اون ور باید یه زندگی درست درمون برام بسازی!

- ...

- برای من مهم نیست لیلی اونجا یه آدم معروف میشه یا هر چیز دیگه! من زندگی خودمو سفت می‌چسپم؛ تو هم حواست به قول و قرارات باشه!

پاهایم نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد؛ آنقدر که ریحان با شنیدن صدای پایم برگشت. چشمانش نزدیک بود از حدقه بیرون بزند. عقلم واقعا دیگر مختل شده بود. همه چیز دروغ بود! او که بیشتر از همه نزدیکم بود، دشمن‌تر بود. نمی‌دانستم چه کنم؟! حکمت خدا بود یا نه ولی هر چه بود، تصمیم بازگشتم درست‌ترین راه بود.

- باز ناامیدم کردی ریحان؟!

خواست حرف بزند که سیلی محکمی به صورتش زدم.

- باز چیکار کردی؟!


romangram.com | @romangram_com