#آخته_پارت_284


- اسم مستعاره. خیلی خب بریم!

آرام کنار گوش ریحان گفتم:

- با این کجا بریم؟

- گفتم که باید دو روزی رو یه جایی با اونای که می‌خوان برن اون ور سر کنیم تا بعد قاچاقی ردمون کنن.

- آهان!

پیاده از شهر دور شدیم. بعد از ساعت‌ها پیادروی مشقت بار به خصوص که بیشتر مسیر کوه پایه‌ای بود به یک ویلا که نه بیغوله‌ای رسیدیم. نرسیده به ویرانه گفتم:

- اینجا دیگه کجاست؟

مرد برگشت و همان‌طور که عرق از پیشانی‌اش می‌گرفت گفت:

- یه دو روز سختی به عمری آسایش می‌ارزه!

به ریحان نگاه کردم.


romangram.com | @romangram_com