#آخته_پارت_270
- ای ورپریده مگه نگفتم نگو تا مژدگونی بگیرم مفت مفتی فروختیمون؟!
یاس گفت:
- عمم گـ ـناه داره!
بوسیدمش و به خودم فشردمش. نزدیک جمع دوستانهشان نشستم و گفت:
- خب دختره یا پسر؟! کی فهمیدی...
میان حرف آمد و با دست دهانم را گرفت:
- نفس بگیر عمه خانم! والله یه هفتشه الان یه تک سلولیه عین الان تو!
دستش را پس زدم و گفتم:
- دختر بود اسمش با منه!
نگار با مسرت گفت:
romangram.com | @romangram_com