#آخته_پارت_262
پوزخندی زدم و با هم به اتاق آمدیم.
ریحان مشغول تماشای اتاق شد.
- اینا چی بود سر هم کردی؟!
به سرعت نزدیک آمد و دهانم را گرفت با صدای آرامی گفت:
- هیش چه خبره؟!
دستش را پس زدم و آرام گفتم:
- جواب من رو بده!
- رو به رو در پشتی سفره خونه آموزشگاه هنر و موسیقیه، البته برای کودکان.
بعد قهقهای سر داد.
- زهرمار این بود برنامت؟!
romangram.com | @romangram_com