#آخته_پارت_248


- بسه دیگه تعریف کن ببینم!

- اون آرنیکای عوضی دعوتم کرد خودشم لوم داد اون آت اشغالای هم که تو ماشین بود کار خودش بود.

متعجب گفتم:

- شما که باهم خوب بودید!

- کدوم رقیب رو دیدی باهم خوب باشن؟!

- رقیب؟!

دیگر ادامه نداد و من را با سوال‌های بسیار رها کرد. جریان صحبت را بعد از مدتی تغییر داد.

- مامان و بابا کاملا طردم کردن! اون یارو مثلا بابا که از خداش بود مامانم کم مونده چادر سرم بکشه زدم بیرون از اون خونه کوفتیش!

بلند شد و همان طور که راه می‌رفت گفت:

- این خونه و ماشینم اگه به اسمم نبود ازم می‌گرفتن! آقا لطف کرده جریمه ماشین داده بعد با پرویی میگه همین که آزادت کردم برو خداروشکر کن! لعنتی...


romangram.com | @romangram_com