#آخته_پارت_244
- شاید تا فردا که بخوام برم نشد همو ببینیم دیگه خوبی بدی دیدی حلال کن.
- بهش فکر میکنم.
دمق گفت:
- واسه بله دادن فکر نکردی برا حلالیت میخوای فکر کنی؟
- مگه من به تو جواب بله دادم؟
- هان؟!
به سمت خانه رفتم و گفتم:
- برو اول مادرت رو راضی کن بعد بیا واسه جواب.
- خیلی نامردی!
خندیدم؛ اما برنگشتم خندهام را ببیند. وارد خانه شدم حواسم جای دیگر سیر میکرد که به مادر برخورد کردم.
romangram.com | @romangram_com