#آخته_پارت_234
بلند و رها خندید.
- پرده گوشم پاره شد.
باز هم به نفسنفس افتادم اما اینبار از خشم.
- خیلی نفهمی!
- بانو مگه چیکار کردم؟!
- چیکار؟! خیلی پرویی!
- خب شغلمه چیکار کنم؟!
رامش شدم و مظلوم گفتم:
- یعنی مجبوری باید بری؟!
- نه فرم پر میکنمم!
romangram.com | @romangram_com