#آخته_پارت_224
ضربهای حوالهی شانهام کرد و جدی گفت:
- هر چند جناب عالی هم هیچ کاریت درست نیستا!
برخاستم و در اتاق قدم زدم.
- مامان الان کجاست؟!
ابرویی بالا انداخت با حالتی خاص گفت:
- رفت کمک بهنوش خانم!
سپس با لبخندی بدجنس ابروهایش را بالا پایین کرد.
- خب بفرما چطوری خر شدی؟! بگذریم خر مادرزادی!
اخمی مصلحتی کردم.
- زهرمار! آخرش که عروسی.
romangram.com | @romangram_com