#آخته_پارت_211

- آخه دختر می‌خوای الان چیکار کنی؟ هان؟!

شانه‌ای بالا انداختم.

- میرم پیش دوستم!

- ریحان؟

- اره!

سری تکان داد سپس بار دیگر نگاهم کرد.

- ایشونم دیشب با حال داغون دستگیر کردند. البته تنها نبودند و در کنار وضع اسف‌ناک خودشون باهاشون مواد هم بود. تازه توی ماشینش هم زهرماری پیدا کردن. مادرشم بعد از فهمیدن این قضیه از پدرش شکایت کرده!

- چی؟! ریحان اهل مواد نبود!

- حتما مال دوستاش بوده!

پوفی کردم. بعید نبود؛ او با همه مدل آدمی می‌گشت. عملا نه جایی و نه کسی را داشتم.

- لیلی!

romangram.com | @romangram_com