#آخته_پارت_212


نگاهش کردم.

- فقط یه مدت کوتاه به من و خودت فرصت بده!

عصبی شدم؛ هم از موقعیتم هم از حرفایش!

- چی میگی تو؟ من و تو هیچ وجه تشابهی نداریم! من حتی نمازم نمی‌خونم می‌فهمی؟ اصلا می‌دونی چه حرفی باید بخوری سر انتخاب من؟ چی با خودت فکر کردی تو آخه؟ نه من می‌تونم تغییر کنم نه تو می‌تونی زندگی من تحمل کنی.

متقابل عین خودم داد زد.

- سیگار کشیدنت رو نگفتی.

متعجب نگاهش کردم که بحث را به قبل برگرداند و گفت:

- مگه من چی خواستم؟ گفتم پاشو برو چادر بنداز سرت؟ کسی با علایق تو مخالف نیست با راهی که برای رسیدن به علایقت انتخاب کردی مخالفن! هم تو هم من خوب می‌دونیم هم رو دوست داریم، پس انقدر حرفای بی‌خود نزن. تو نوازندگی رو می‌خوای خیلی خب تو از راه درستش تلاش کن کنارتم!

خندیدم که گفت:

- چیه؟


romangram.com | @romangram_com