#آخته_پارت_208


- خیلی خب کارتون خوابی بسه بریم خونه!

به اطراف نگاهی کرد و ادامه داد:

- هر چند همون کارتونم نصیبمون نشد!

با هر زحمتی که بود بلند شدم و در چشمان مبهمش نگاه کردم.

- من نمیام تو هر جا دلت می‌خواد بری برو!

رو برگرداندم که به سرعت جلویم آمد.

- کجا؟!

با تخسی تمام به چشمان خشمگینش نگاهی کردم و گفتم:

- به توچه؟! ها؟ تو چه کاره‌ی منی؟ برو رد کارت!

پسش زدم و با تنی کوفته به سختی چند قدم جلو رفتم که باز جلویم آمد. عصبی فوتی کردم.


romangram.com | @romangram_com