#آخته_پارت_207
- صبحت بخیر عزیزم!
به پوزخندش نگاهی کردم و در جواب کنایهاش گفتم:
- بهت نمیاد معین گوش بدی!
- اون بماند قضیه این آهنگش بسیار زیباست!
- نه انگار خیلی مشتاقی بمیرم؟
لبانش را جمع کرد و با ابروهای بالا رفته گفت:
- من بدون لباس گرم زنده موندم پس شما هم با دوتا پالتو ضخیم زنده میموندی که البت هم موندی؛ ولی از حق نگذریم عجب خوش شانسی بوده اون یارو روز اول عروسه مرده غرغراش به تنش نخورده!
- با اون ریش حذب الهیت انقدر معین معین نکن!
- مگه ما دل نداریم؟
- نه!
بلند شد و بدون اینکه حرفی از کار دیشبم بزند کت را از رویم برداشت و به تن کرد.
romangram.com | @romangram_com