#آخته_پارت_182
- دلت به حقوق بازنشستگی خوش نباشه که کشکه!
ساره خندید و به عقب برگشت.
- دل خونی داریا!
شانهای بالا انداختم.
- مگه دروغ میگم؟!
- نه والله!
دانیال بار دیگر در آینه نگاهم کرد و پرسید:
- کدوم طرف برم؟
آدرس را گفتم که دانیال سری تکان داد، ولی هنوز چیزی نگذشته بود که گفت:
- راستی بیمارستان چیکار میکردی؟
romangram.com | @romangram_com