#آخته_پارت_174
- جانم!
- کجایین؟!
- اِ... گفتم که...
میان حرفش رفتم و گفتم:
- منم باور کردم. اگه صبح پاپیچت نشدم چون میخواستم برم بیرون.
- هه، خسته نباشی خانوم!
- هر چی! کجایین؟!
- از دست تو، بیمارستانیم.
با تعجب گفتم:
- بیمارستان؟! برای چی؟ علی چیزیش شده؟!
romangram.com | @romangram_com