#آخته_پارت_154


سری از شوخی محمد تکان دادم و گفتم:

- متاسفانه یه ساده عین مینا از نوع مذکرش برای من پیدا نمیشه که جنس بنجول بهش بچپونین!

مسـ*ـتانه خندید و طاها را از روی پاییش پایین آورد.

- دست مریزاد! جلو بچه بهم میگی بنجول؟!

شانه‌ای بالا انداختم که جدی شد و گفت:

- بدو وسایلت بذار بریم شام!

بی‎حال گفتم:

- من گرسنه نیستم!

بلند شد و طاها را در آغـ*ـوش کشید سپس لبخندی گشاده زد و گفت:

- پس من میگم سفره خانما رو بیارن خونه شما چطوره؟


romangram.com | @romangram_com