#آیدا_و_مرد_مغرور_پارت_97
ـ آییی...بب...ببخشید .
با اخم بازوی له شدمو ول کرد ..عجب زوری داره ..گاوه...
ـ درهرصورت فردا می ریم پروندتو می گیریم ...
بابغض وصدایی که به زورازگلودرمی آمدگفتم:
ـ آخه من...من ...مدرسه ی خودمو دوست دارم .نمی خوام جایی برم .
هنوزاخموبود
ـ ولی این قانونه نمی شه کاریش کرد .اگه بفهمن ازدواج اخراجت می کنن.
لبموجمع کردم .
ـ ازکجامی فهمن ...من چیزی به کسی نمی گم
سرشوتکان داد.
ـ نمی شه اگه یه روزبفهمن خیلی بد می شه
همینجور که بازومو ماساز می دادم تا کمی درش آوم بشه گفتم
romangram.com | @romangram_com