#آیدا_و_مرد_مغرور_پارت_96

ـ زشت چیه دختر به خاطر همین کاراحقوق می گیرن ...
جلوتررفت خودشم انداخت رومبل راحتی ولی هنوزدست من تودستاش بود فشاری ربه دستم وارد کرد.مجبور به نشستن شدم دستمورهاکرد صاف جلوم نشست فهمیدم که دوباره خورده فرمایش داره ...کاش می شد یه کف گرگی برم توصورت خوشگلش...لباشوباز کرد منم که اصلا دوست نداشتم توصورتش نگاه کنم سربه زیر باانگشتای دست بازی کرد.
ـ ببین آیدا ...فردابایدبریم پروندتو از مدرسه بگیریم ببریم مدرسه ی شبانه
باتعجب گفتم آخه چراااااا؟
خیلی عادی جواب داد
ـ برای اینکه شما ازدواج کردید.واسم بنده توشناسنامته ...مدرسه ام اجازه نمی ده اونجا باشی
ازدهنم پرید ..
ـ ای مردشوراسمتوببرن که منو بدبخت کردی...
وای خدا اخماشو نگاه ...بدبخت شدم رفت.
با اخم بازوامو محکم گرفت .
ـ بارآخرت باشه اینجوری بامن حرف می زنی ها...
بازومو داشت خورد می کرد از شدت درد صورتم مچاله شددست آزادمو گذاشتم رودستش...

romangram.com | @romangram_com