#آیدا_و_مرد_مغرور_پارت_90
نگران نباشید خوبم اگه کاری ندارید قطع کنم
ـ نه مواظب خودت باش ...
ـچشم خداحافظ
منتظرجواب نموندم گوشی زمین گذاشتم ...نفس راحتی کشیدم ...موند چرا آقانمی خواد کسی دراین باره چیزی بدونه نکنه مشکل داره ...؟شونه هامو بالا انداختم چه بهتر منکه از این کارابی زارم ...
برفین پارس کنان آمد جلو خودمو کنار آیدین جمع کردم .آیدین لبخندی زد
ـ نترس کاریت نداره اینجور که معلومه ازت خوشش میاد.
سری تکان دادم لبخندی زدم
ـ خیلی نازه گاز نمی گیره ؟
ـ نه تورو شناخته
برفین چنددور دورم چرخیدورفت سراغ اسباب بازی هاش چندتا توپ وعروسک توی یه سبد بزرگ
.محو تماشای برفین بودم.که متوجه صدایی خانومی شدم
romangram.com | @romangram_com