#آیدا_و_مرد_مغرور_پارت_89
ـ باصدایی شبیه جیغ گفت:
ـ آیداتویی چقدر می خوابی دختر چندبارزنگ زدم
ـ صداش شیطنت دارشد.
ـ معلومه دیشب خیلی بهت خوش گذشته که خیلی خسته شدی...بگو ببینم درد که نداری ؟
وای خداآیدین داره می شنوه از خجالت گونم داغ شد.آب دهنموقورت دادم آیدین دستی به شونم زد نگاهش کردم باصدای آرام گفت:
ـ بگوهمه چیز خوبه
سریع گفتم :
ـ خوبم درندارم
ـ خوبه دیدی گفتم نترس اذیت که نشدی ....
ای خداچقدر سوال می پرسه آیدین باعلامت دست گفت
ـ بگونه
گفتم:
romangram.com | @romangram_com