#آیدا_و_مرد_مغرور_پارت_197
ـ نه چیزی نیست .
فشارسنجو ازپرستارگرفت وفشارمو چک کرد
ـ سرشوتکون داد
ـ بلاخره خودتوکشتی فشارت خیلی پایینه ...
روبه پرستارکرد.
ـ یه سرم بامخلفات بیارخودم وصل می کنم ...
ـ وای سرُم نه ..نمی خوام...
آیدین نگران پرسید
ـ محسن چششه فشارش افتاده ؟توروخداهواش وداشته باش از آمپولوسرُم می ترسه...
محسن لبخندی زد.
ـ نگران نباش ...آیدادخترقوییه تازه منم داداششم ...میشه بدبراش سرم بزنم ؟
باصدای بی حال گفتم
romangram.com | @romangram_com