#آیدا_و_مرد_مغرور_پارت_196
ـ یعنی چی ؟یعنی من خنگم.؟؟..
یاسمین جلوآمدشونموگرفت وخندید
ـ نه عزیزم توخیلیم باهوشی ...این مردااز خودخواهیشونه اینجوری حرف می زنن...
احساس کردم حرفاشونو نامفهوم می شنوم ...وای چراسرم گیج می ره.سرموگرفتم بین دستام ...آیدین که نگاهش به من بود...روبه محسن کرد
ـ محسن ببین چشه ؟
محسن به طرفم چرخیدبازوموگرفت ...
ـ آیدا چیه جاییددرد داره؟
ـ سرم ...حالم بهم می خوره
محسن روبه یاسی کرد
ـ یاسی برویه فشارسنج بیار
کمک کردروتخت بغلی آیدین درازکشیدم ...پرستارشیفت همراه یاسی واردشد
ـ آقای دکتر مشکلی پیش آمده
romangram.com | @romangram_com