#آیدا_و_مرد_مغرور_پارت_186

ـ سلام آقا
آیدین کمی به اطرافش چرخید..
ـ سلام خسته نباشید...
آقااحمد:ممنون آقا...
منم جلورفتم.
ـ سلام خسته نباشید.
کنارم ایستاد.لبخندی زد.
ـ به سلام بانــــــــــــــو...امروز چه کاراکردی .؟
لبخندی زدم شونمو بالاانداختم
ـ منکه کاری نمی کنم .فقط ول می چرخم بی کارنباشم ...
باخنده ای که دلودینمو به بادمی داد.از پله هابالارفت
ـ خوبه ...بیابالاکارت دارم ...

romangram.com | @romangram_com