#آیدا_و_مرد_مغرور_پارت_163
ازاینکه همودادش صدامی کن خوشم میاد.حتما خیلی باهم جورن ...آیدن جعبه هاروگذاشت روپام .
ـ مال توا...بازش کن ...
باتعجب توچشماش نگاه کردم...به خودم اشاره کردم
ـ مال من...
ـ اهم...
منکه تاحالاازکسی کادونگرفته بودم باهیجان اولی بازکردم ...بی اختیا جبغ زدمولبام کش رفت
ـ وااااای ...خدا...چه قشنگه...
یه عروسک بزرگ بالباس پرنسسی یاسی موهای فرقهوه ای چشمای طوسی ...ازجعبه بیرون کشیدموباذوق نگاش کردم
ـ وای آیدین ...خیلی کشنکه...
هرس باتعجب به من نگاه کردن باهم گفتن
ـ کشنکه ؟...
خیلی عادی گفتم :
romangram.com | @romangram_com