#آیدا_و_مرد_مغرور_پارت_161

یاسمین بالخندبه من نگاه کرد
ـ آیدین ...چه زن کم حرف وآرومی داری ...
آیدین نگاهی به من کردروبه یاسمین گفت:
ـ هه...بلـــــــــــــه خیلی آرومه
ـ لحنش مسخره بودبادلخوری نگاش کردم ...که چشماش برق زدنگاهش به من بودولی مخاطبش یاسمین..
ـ اگه ازشاهکارای توی مدرسش بگم که تاصبح ازخنده زمینو گازمی گیرید ...
بادلخوری گفتم...
ـ توکه تلافیشوسرم درآوردی.
یاسمین باتعجب پرسید ..
ـ مگه مدرسه می ره...
آیدین باسرجواب داد.
ـ اهم...

romangram.com | @romangram_com