#آیدا_و_مرد_مغرور_پارت_144

نکنه توبرای قهر آمدی خونه ی من آره؟
سرموپاین انداختم وبعدبهش خیره شدم
ـ آره توروخدابزاریداینجابمونم منوبااین نفرستید..
عموبیچاره باناله روبه آیدین کرد.
ـ آقابه خدامانمی دونستیم برای قهر آمده .اگه می دونستم خودم میاوردمش خونه...سرشوروبه من کرد
ـپاشودخترم باشوهرت برو
سرپاایستادم.باالتماس دستامو به هم می مالیدم ...
ـ تورم خدابزاریدبمونم تاآخرعمرکنیزیتونومی کنم
آیدین ایستادکنارم
ـ این مسخره بازیاچی درمیاری آخه؟
زن عموجلوآمدیه سیلی محکم زدتوصورتم که سرم خوردتوسینه ی آیدین
غلط می کنی نری...

romangram.com | @romangram_com