#آیدا_و_مرد_مغرور_پارت_126
الهی آمین ...بلدنیست معذرت خواهی کنه لندهور...
دوباره لباسمو پایین کشید.سرشو تکان داد...نمی دونم واقعا ناراحت شدیانه .دوباره حالم بدشد سریع خودموبه حمام رسوندم وحسابی بالاآوردم.
روسرم ایستاده بود بی حال نشستم کف حمام دستام شل زمین ..جلوآمد صورتمو شست بعد منواز زمین کند .حال هیچ کاری اعتراضی چیزی نداشتم .منو روتخت گذاشت از تو کمد شالوپالتوموآوردپوشیدتنم زیربازوموگرفت.
ـ پاشو باید بریم
وای داره چکار می کنه.داره منو می ندازه بیرون ...باصدای ضعیف گفتم :
ـ داری منو می ندازی بیرون ....غلط ...غلط کردم ..تورو خدا بیرونم نکن .
باناراحتی نگاهم کرد.
ـ چی میگی تو بیرون کدومه دارم می برمت دکتر...
خیالم راحت شد....
ـ نه دکتر نمی خوام خوبم
ـ باز روحرف من حرف زدی ؟
بغض گلوموچنگ میزد.حتی ازکارشم پشیمون نیست...از جام بلندشدم باقدمهای آهسته راه می رفتم به پله هاکه رسیدم سرم گیج رفت.همونجا نشستم .آیدین متعجب پرسید
romangram.com | @romangram_com